الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
364
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
گذشت ، مىگويد : « على را آن دوتاى اوّل ( يعنى شيخين ) از محلش دور ساختند و او را ساقط نمودند و حرمتش را ميان مردم شكستند ، پس چيزى فراموش شده گشت » « 1 » . امام عليه السّلام در سخنى با عبد اللّه بن عمر ، همهء گرفتاريهايى را كه به وى رسيده بود ، به پدرش نسبت داد و از جمله تقدم جستن عثمان بر او را « 2 » . ( 1 ) به هر حال ، امام عليه السّلام در روزگار از مردم كناره گرفت همان گونه كه در زمان ابو بكر نيز از آنها دورى جسته بود . امام خانهنشين و با غمها دمساز و با ستارگان ، همراز گشت ، سر بر بالين غم مىنهاد و با اندوه ، به سر مىبرد و جام غصهها را سر مىكشيد و خشم خود را فرو مىنشاند ، با كسى تماسى نمىگرفت جز با ياران خالصش ، آنان كه واقعيت و جايگاهش را شناخته بودند ، همچون عمّار بن ياسر ، ابو ذر و مقداد و در اين حال به جمعآورى قرآن و نگارش و دقت در آياتش ، همّت گماشته بود . ( 2 ) مورخان اتّفاق دارند كه عمر در مسائل مهمى كه از او پرسيده مىشد ، به آن حضرت رجوع مىكرد و امام پاسخ را از وى دريغ نمىداشت تا احكام خدا را بيان كند كه انتشار آنها در ميان مردم بر علما واجب است . . . و عمر از فضيلت امام سخن مىراند و مىگفت : « لو لا على لهلك عمر ؛ اگر على نمىبود ، عمر هلاك مىشد » . ( 3 ) و محقق آن است كه عمر در بيشتر مسائل فقهى كه از وى سؤال مىشد ، راهى به پاسخ آنها نمىيافت و به سوى امام عليه السّلام و ساير صحابه مىشتافت و اين
--> ( 1 ) شرح نهج البلاغه 9 / 28 ( چاپ دار احياء الكتب العربية ) . ( 2 ) همان ، ص 54 .